محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2128

مرآة البلدان ( فارسى )

باز مسعودى گويد كه ضحاك پسر ارواداسب بوده . لفظ ارواداسب خيلى به آربائوس يا حاربائوس كه پادشاه عرب و متفق بانينوس بود شبيه است . نيز اكتزياس مىنويسد : نينوس شخصى از دوستان خود را در مدى والى كرد . شيخ ابو على مسكويه در تاريخ خود كه موسوم به « تجارب الامم » است - و نسخهء آن بسيار كمياب و ظاهرا در اين بلد مخصوص به كتابخانهء جناب ميرزا عبد الوهاب خان نصير الدوله وزير تجارت است - در حالات و نسب ضحاك چنين گفته است : « بيوراسب و هو الذى يسميه العرب الضحاك و علم استيحاش الناس منه و تنكر خواص اصحابه له فدس الى رجاله من استخلصه لنفسه و دبر عليه حتى قوى ثم قصده فهرب منه جم و تبعه حتى ظفر به فنكل و اشره بمنشار و قد كان جم تنقل فى البلدان قبل ذلك الى انا جرى عليه ما جرى و كان - الضحاك هذا ابن عم الفرس انه من ولد چيومرت و بنيه و بين چيومرت من الآباء تاج و اليه تنسب العرب فيقال لهم تاجى و هم يلقبون بيوراسب بالازدهاق و قوم يزعمون ان جمشيد زوج اخته من بعض اشراف اهل بيته و ملكه اليمن فولدت له الضحاك و اما العرب فانهم ينتسبون الضحاك غير هذه - النسبة و زعم قوم انه نمرود و زعم آخرون ان نمرود كان عاملا من قبله على كثير من اعماله و لا ينبغى ان نذكر من امره فيما قصدنا له اكثر من هذا النبذ لئلا ينقطع عن غرضنا » . حاصل معنى اين است كه بيوراسب همان است كه عرب او را ضحاك مىنامند . چون در سلطنت جمشيد انقلاب حاصل شد از ضحاك فرار كرد و ضحاك او را تعاقب نموده تا او را دستگير كرد و سپس از نكال و عذاب حكم كرد با اره اعضاى جمشيد را از هم منفصل نمودند . و جمشيد قبل از آن‌كه گرفتار ضحاك شود در بلاد گردش مىكرد تا رسيد به او آنچه رسيد . و اين ضحاك با عجم پسر عم بوده از اولاد چيومرت ( كيومرث ) و ميان او و چيومرت فقط تاج فاصله بوده و عرب طايفهء ضحاك را به اين تاج نسبت داده تاجى گفته‌اند . مؤلف گويد ظاهرا مأخذ لفظ تاجيك همين تاجى باشد . و اين طايفه همه بيوراسب لقب داشته‌اند . جماعت ديگر را عقيده اين است كه جمشيد خواهر خود را به يكى از اشراف خانوادهء خود ترويج كرد و او را سلطان يمن نمود و ضحاك از خواهر جمشيد متولد شد اما عرب نسبت ضحاك را غير از اينها ذكر كرده . قومى براين‌اند